آخر سال
سلام پسر قشنگم الان که اومدم این تایپکو بنویسم خیلی سر حالم هوا خیلی خوبه دیشب حسابی بارون بارید و هوای رو حسابی خنک و تمیز کرده ولی وای وای وای چه رعد و برقایی بود از صدای رعد و برق بیدار شدی و دیگه نخوابیدی تا صبح صبح که من خواستم بیام سر کار مامان بزرگت بزور خوابوندت الهی من فدات بشم دیشب با صدای رعد و برق چشمات گرد میشد و خوردنی میشدی مامان جونی برات بگه که این ماه ما کلی مکافات داشتیم یه پولی رو از طرف اداره بهم دادن که البته معوقاتی بود که تا حالا نداده بودن خدا رو شکر امس...





